برابرهای واژه معدوم کردن به پارسی
جستن واژهای دیگرمعدوم کردن
برابرهای پارسی
نیستاندن، نابود کردن، کشتن، سربهنیست کردن، ازمیان بردن، نیستیمند کردن، نیستاندن
واژه «معدوم کردن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نیستاندن، نابود کردن، کشتن، سربهنیست کردن، ازمیان بردن، نیستیمند کردن، نیستاندن» میباشد.
به جای «معدوم کردن» بگوییم «نیستاندن، نابود کردن، کشتن، سربهنیست کردن، ازمیان بردن، نیستیمند کردن، نیستاندن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
کشتن
جز از کشتن و غارت و سوختن
سران را سر از کشتن آزاد شد
گرفتار کشتن نه والا بود
وزان پس ندیدند کشتن بسی
به کشتن نکردم برو بر نهیب
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: دَرزیگَری، دوزَندِگی، جامهدوزی